دیوونه
-
تاریخ: 1399/9/3 ساعت: 9:51
آدمهایی که شما را ترک میکنند غریبه هایی هستند که یک روز با شما آشنا میشوندبا افکارِ شمابا حرفهای شمابا دستهای شمابا تختِ خواب شمابا رویاهای شمابا تک تک لحظه های شمایک روز ناگهان حوصله شان سر میروددلش
آرزوهای بر باد رفته
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:07
امروز صبح یه بنده خدایی اومده بود آمار بگیره ببینه وضعیت بازار کتاب چطوریه که بیاد کتابفروشی بزنه.براش توضیح دادم که اوضاع خیلی ترسناک شده و با این قیمتا به نظر نمیاد کتابفروشی زدن فکر خیلی خوبی باشه.
هاها
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:07
سلام من به تووووو یار قدیمی.... بازگشت همه به سوی بلاگفاست. تنها جایی که برام باقی مونده و بدون قضاوت بقیه میتونم حرف بزنم. چرخه معیوب زندگی من: خودمو میکشم، از اینجا میرم، بنظر همه چی خوبه، چرا اون رفتارها رو باهام داشتن؟، خودمو میکشم. ..
دوباره اینجام
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:44
انقدر خسته ام که حد نداره. میترسم. میترسم یکی از این روزا واقعا گلوی خودمو ببرم.غم از حد گذشته، دیگه هیچ چیزی درست نمیشه.و سخت تر از همه گرفتن قیافه ی "من خوبم و خیلی خوشبختم" عه.هیچکس دلش نمیخواد بدونه چه مشکلی داری. حالت چطوره فقط یه تعارفه.
اینستاگرام
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:44
مدتهای مدید بود که تو تلگرام و بررسی از مرجع اینستاگرام طبق کپی رایت بودم. الان حالم از همشون بهم میخوره. حالم از خودم بهم میخوره. اون همه آدم اونجا، جرات ندارم با هیچکدوم حرف بزنم. دلم نمیخواد با هیچکدوم حرف بزنم. دلم نمیخواد حرف بزنم. ولی دلم میخواد حرف بزنم. آره خب، اونی که باید بشنوه نیست. در وا...
کتاب خانوادگی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:44
شما کتاب مورد علاقتون رو از روی چی انتخاب میکنید؟ یه بار یکی اومد گفت یه کتاب عاشقانه بدید که تهش خوب تموم نشه!!...از انواع دیگه ی مشتریان عجیب، اونایی هستن که میان کتاب سفارش میدن، بعد که بهشون زنگ م
لعنتی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:17
ظاهرا یک ماهی میشه به اینجا سر نزدم. دنیا مثل همیشه میگرده. کارا به رواله روزا میگذره ما هم همه خوبیم به جز بعضی وقتا که خر درونم بیدار میشه کاش یه روز توی دنیای خیال گیر بیفتم و دیگه بیرون نیام نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 21:35 توسط میم مثل من| |
دلتنگی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:17
_ باز تو پیدات شد؟ _ گم نشده بودم که پیدام بشه. تو خری فکر میکنی بهتر از منم پیدا میشه. _ میشه. _ پس کو؟ چرا برگشتی؟ _من برنگشتم. تو برگشتی. _هزار بار! من نرفته بودم اصلا. همینجا بیخ گوشت بودم. _ عوضی. _خودتی. عوضی تویی که هی منو ولی میکنی میری. بی لیاقت. _ .... _عیبی نداره. ما بیخ ریش همیم. این بار...
my life
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:17
آدمهایی که شما را ترک میکنندغریبه هایی هستند که یک روز با شما آشنا میشوندبا افکارِ شمابا حرفهای شمابا دستهای شمابا تختِ خواب شمابا رویاهای شمابا تک تک لحظه های شمایک روز ناگهان حوصله شان سر میروددلشان راو دستهاشان راو حرفهایشان راو خوابشان راپس میگیریندو غریبه هایی میشوندبا خاطراتی که پر میکنندافکار...
غرغر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:17
یه ماه بیشتره غر نزدم. البته بقیه میگن غر واسه من حرف هاییه که نیاز به بررسی داره همشو ریختم تو دلم جاش عروسک ساختم فکرای بیخود کردم نوشتم و پاک کردم و گریه نکردم حس میکنم یه نفر داره متولد میشه مهرنوش داره میمیره و جاش یکی دیگه میاد بالا نمیدونم خوبه یا نه ولی میدونم مهرنوش جدید یه چیزایی کم خواهد ...
آغاز جدید
-
تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 9:25
بیست و هشت ساله شدم. و با خودم گفتم با تولدم یه زندگی پر انرژی تر و بهترو شروع کنم تلاشمو بیشتر کنم . البته سعیمو کردم گوش ندادم به اینکه همچنان از نظر همه من یه موجود بیکار بیشعور علافم(مدیونین فکر کنین من هر روز صب تا شب دارم ترجمه میکنم) و اینکه یه کار نیمه وقت هم یافتم. با خودم گفتم با این کار ه...
و باز هم هیچ
-
تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 15:50
آیا باید نگران باشم؟ یا اینکه دیگه خیلی دیر شده؟ جالبه که بقیه منو یه آدم فعال و پر انرژی می بینن. پس چرا خودم خودمو یه جنازه می بینم که داره به زور خودشو روی زمین میکشه تا شاید جایی برسه؟ ینی بقیه از منم داغون ترن که من خوبشونم؟ یا اینکه در پرورش ماسک خیلی خوب عمل کردم؟
پاییز
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:48
من عاشق پاییزیم. واقعا فصل قشنگیه. پر از چیزای مختلف و رنگارنگ و هیجان انگیز. اما در این لحظه باید اعتراف کنم واقعا تاثیر تخریب کننده ای روی من داره. دارم روانی میشم. تونسته بودم دو کیلو کم کنم ولی الان باز دارم مثل خرس میخورم و میخورم. بی حوصله ام و بی قرار با اینکه کلی کار دارم ولی حس میکنم یه چیز...
یویو
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:33
یویو برگشته شایدم تشبیه اشتباهیه ولی بنظر من مثل یویو می مونه دور و نزدیک میشه منم همینم. هی دور و نزدیک میشم از چیزی که هستم نمیتونم بگم بخاطر فصل پاییزه یا اینکه دیگه امیدی بهم نیست فکر میکردم تو این مدتی که جام ثابت بوده و کم کم با آدما قاطی شدم خیلی خوبه ولی می بینم که حس میکنم باید از همشون جدا...
هری پاتر
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:17
وقتی بیکارم هری پاتر میبینم. وقتی حالم خوب نیست هری پاتر میبینم. وقتی حالم خوبه هری پاتر میبینم. هری پاتر دیدن هیچ نکته خاصی نداره دنبال نکته و تمثیل نگردین. خودمم نمیدونم چرا هری پاتر میبینم. و بدتر از همه نمیدونم چرا هری پاتر شدیدا غمگینم میکنه. یادم نمیاد جزو فیلمای غمگین دسته بندی شده باشه. دیرو...
یه وقتایی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:17
یه وقتایی هم هست که نه دیدن هری پاتر نه یه عالمه غذا خوردن نه آهنگ گوش دادن حال آدمو خوب نمی کنه فقط دوست داری باد بیاد ببرتت
داد و بیداد
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:17
از رعد و برق میترسم توی دلمو خالی میکنه وقتی رعد و برق میزنه هدفون میزارم تو گوشم صداشو زیاد میکنم. از ادمایی که داد میزنن هم میترسم یه جورایی ازشون متنفرم باید یه قانون باشه ادمایی که داد میزنن رو سر ببرن... بی چون و چرا
نی نی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:17
دیروز یک عدد نی نی به جمع خونوادمون اضافه شد. و باعث یه فکری بیاد تو سرم. چی میشد ما هم تخم گذار بودیم؟ اینجوری فوقش مجبور میشدیم یه مدت رو تخما بشینیم تا جوجه بشن و با پیشرفت علم هم دستگاه جوجه کشی ساخته میشد دیگه. همونجور که برای مرغا ساختن چه کاریه پدر مامان بیچاره بیاد دستش تا دوکیلو بچه رو تحوی...
من نفرت انگیز
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:16
می خوام ادم بهتری باشم ولی من نفرت انگیز مقاومت میکنه و مدام مشت و لگد حواله میکنه من خسته هم هنوز خوابه
تصمیمات کبری
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:16
پر شدم از تصمیمات کبری و ضغری و اوسط و غیره هی باید تصمیم بگیرم که فلان کارو بکنم فلان کارو نکنم کار به جایی رسیده که حتی برای اینکه از جام بلند بشم و برم عابر بانک باید تصمیم بگیرم!! و البته خیلی هم زود این اتفاق نمی افته برام سخت شده و گیر افتادم تصمیماتم معمولا به این ختم میشه که اصلا اون کارو ان...