_ گم نشده بودم که پیدام بشه. تو خری فکر میکنی بهتر از منم پیدا میشه.
_ میشه.
_ پس کو؟ چرا برگشتی؟
_من برنگشتم. تو برگشتی.
_هزار بار! من نرفته بودم اصلا. همینجا بیخ گوشت بودم.
_ عوضی.
_خودتی. عوضی تویی که هی منو ولی میکنی میری. بی لیاقت.
_ ....
_عیبی نداره. ما بیخ ریش همیم. این بار هم میبخشمت. بیا پیش خودم. من همیشه کنارتم. من بهتر از هرکسی میدونم تو چی می خوای و چی هستی. با من باشی نیازی نیست تلاش کنی تا منظورتو بفهمونی. فقط اشاره کن.
_ دلم برات تنگ شده بود.
_ زهر مار دلم تنگ شده بود. یادت باشه این دفعه بری دیگه من همون آدم سابق نیستم. تنهای تنها می مونی. دیگه وقتی از خواب بپری دلداریت نمیدم. دیگه هیچی برات نمی مونه. مثل یه قوطی نوشابه، مچاله میشی.
_ میدونم. الانم همچین بهتر نیستم.
_ بیا بغلت کنم.
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ساعت 11:1 توسط میم مثل من| |
برچسب: دلتنگی,
نویسنده: یلدا احمدپور